در جاذبه ی نگاهی کشف کرده ام
که پایم را از گلیمم درازتر
که دست از پا درازتر
شمعی که دل به خورشید بسته است
اعوذ به تنها یی ام
مِن شرِّ جمعی
که عشقشان لافیست مختص لحاف
من با تصویر خودم زنده ام
و با تصوری که از تو دارم
و فکر میکنم
حق مسلم این است
که ریه هایم پر از بوی پرتقال باشد
و نگاهی که جاذبه ی سیب را
اعتراف میکند
گنجشک ها هم مرا فروختند
به چشم های سبز بهار
و هیچ فکر نکردند
نشنیدن جیک جیکشان
مرا شاگرد سوم کلاس فصل ها کرد
قاصدکی راه گم کرده
طالعی بی ستاره
دلم خوشبخت است
برای دانه های انار و
پرهای طاووس
اسفند می سوزاند
و خوشبختی اش را
برای چشمی که گریه یادش رفته
نذر باران می کند
خدایا !
بسیار از تو ممنونم که زنده ام
تا سال نو را به تمام کسانی که دوستشان دارم تبریک بگویم
عید شما مبارک
