آمدم با بهار ؛مثل اسکناس پاره ای لای اسکناسهای تازه چاپ شده ی بانک مرکزی!
اول کاری گفتن شما بیا و پیام امسال سرسید اداره رو بنویس -البته پاشو امضا نزن- ما هم دچار جوگرفتگی شده پیام نوروزی نوشتیم و به امضای آقای رییس رسوندیم .بد هم نشد اول سالی بد جوری هوای آپ شدن کرده بودیم... البته پیامهای نوروزی ما از جنس خودمان است؛نه کسی را به صرفه جویی دعوت می کنم نه از اسراف... فقط شما را به باران! بالهای سنجاقک ها را سنجاق نکنید !!!
این هم از پیام :
گنجشک ها پیامبران بهارند
گندم ها پیش پای نوروز برخاسته
سبزه ها به تماشای رقص آب و آینه صف کشیده
و ماهیان سرخ ،لبخندهای طلایی سکه می زنند
فصل گلاب گیری دلهاست
تا ضریح زندگی را در این مجال دوباره با هم طواف کنیم
تمام جمعه ها را بر خوان هفت سین دخیل می بندیم
باشد که نوروز موعود طلوع آفتاب فردا باشد
لطفن به وب زیر سر بزنید وبا توجه به موضوع آن هرگونه درخواست و نظر و پيشنهاد براي پيشبرد اون داريد بفرماييد ...بيصبرانه منتظرتون هستم...حرفهاي شما رو در بخش نظرات وبلاگ زير حتمن حتمن حتمن ميخونم و ...
http://www.hajar60translation.blogfa.com![]()
تقدیم به دوست عزیزی http://www.mehromahtheatergroup.blogfa.com/که یادم آورد شعر دارد توی نفسهام خفه میشود
...................................................
بره تر از آنیم
که گرگ شویم
بیا شیر بازی کنیم
من
شکار
در جاذبه ی نگاهی کشف کرده ام
که پایم را از گلیمم درازتر
که دست از پا درازتر
شمعی که دل به خورشید بسته است
اعوذ به تنها یی ام
مِن شرِّ جمعی
که عشقشان لافیست مختص لحاف
من با تصویر خودم زنده ام
و با تصوری که از تو دارم
و فکر میکنم
حق مسلم این است
که ریه هایم پر از بوی پرتقال باشد
و نگاهی که جاذبه ی سیب را
اعتراف میکند
گنجشک ها هم مرا فروختند
به چشم های سبز بهار
و هیچ فکر نکردند
نشنیدن جیک جیکشان
مرا شاگرد سوم کلاس فصل ها کرد
قاصدکی راه گم کرده
طالعی بی ستاره
دلم خوشبخت است
برای دانه های انار و
پرهای طاووس
اسفند می سوزاند
و خوشبختی اش را
برای چشمی که گریه یادش رفته
نذر باران می کند
خدایا !
بسیار از تو ممنونم که زنده ام
تا سال نو را به تمام کسانی که دوستشان دارم تبریک بگویم
عید شما مبارک
تعریف نمی شوی
درست مثل لحظه ی پیوند مرگ پارسال و تولد امسال
چندین بهار و پاییز از سرمان گذشت و پاسخی نشنیدیم که چرا آمدیم و کجا میرویم ٬چرا آمدیم که جایی برویم و یا اصلن چرا هنوز نیامــده میبرندمان و چــــــــــــــــرا... چـــــــــــرا ... چــــــــــرا... ؟
تنها که باشی فرقی نمی کند نفس هایت برای چه می آیند و میروند در مسیر مکرر خویش.
تنها که باشی باید بنشینی و باقیماند ه ی روزهایت را بشماری
و اصلن برای بقیه چه فرقی دارد باقیش را باشی یا نباشی؟؟؟
